محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
193
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر غزو ذات الرّقاع پس پيغمبر عليه السّلام چون از بنى نضير بپرداخت و هر دو ربيع بگذشت ، و از جمادى الاولى نيمى برفت ، پيغمبر را خبر آمد كه عرب بسيار گرد آمده اند از غطفان و بنى محارب و بنى ثعلبه ، و آهنگ مدينه خواهند كردن . پيغمبر عليه السّلام با سپاه بيرون شد از مدينه . و عثمان را بر مدينه خليفت كرد و خود برفت و به باديه اندر شد بر هشت روزه راه . و به جايى فرود آمد كه آن را ذات الرّقاع خوانند . گروهى گويند كه كوهى بود آنجا به حدود نجد ، و هنوز هست . از او چند رقعه بينند و چند سياه و چند زرد و چند كبود ، و هر چه اندر جهان رنگ است بر او رقعه بينند ، و آنجا ذات الرّقاع خوانند . و گروهى گفتند كه آنجا خرمابنان و درختان بودند ، و آن جمع عرب آنجا گرد آمدند و نزديك پيغمبر فرود آمدند . و خداى عزّ و جلّ بيم اندر دل ايشان افگند . و از بيم حرب و از حميّت باز نگشتند ، و يك از يك ديگر بترسيدند و سه روز ببودند . پس سپاه عرب بازگشت و حرب نكرد از هيبت پيغمبر به هزيمت شدند . و پيغمبر بدان سه روز صلاة الخوف كرد . و اين آيت آمد : قوله تعالى ، * ( وَإِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا من وَرائِكُمْ وَلْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى . 4 : 102 ) * الآيه .